تحلیل روانشناسی: غریزه و اراده (هابز _ فروید _ شوپنهاور)
هابز (تعديل غرایز)
فرويد (والايش)
شوپنهاور (اراده نکردن)
دیدگاه عمیقا بدبینانه ی هابز در رابطه با طبیعت انسان در کتاب لویاتان (هیولا) وی را به این نتیجه ی مناقشه برانگیز ترغیب کرد که اساسا انسان برای انسان همانند گرگ است (هوموهومینی لوپوس).
وی هم صدا با افلاطون دموکراسی را برای توده مردم خطرناک میدانست زیرا اکثریت جامعه به جای بهره گیری از قوه ی تعقل ، توسط هیجانات و غرایزشان کنترل می شوند
این بدبینی منجر به این شد تا وی نظام پادشاهی مطلقه را برای مهار زیاده خواهی های انسان ها مناسب دانسته و نقش حاکمیت را در جهت تعدیل غرایز توده مهم و حیاتی برشمرد
چند قرن بعد که شوپنهاور اثر خود با عنوان جهان به مثابه اراده و بازنمود را منتشر کرد با اشاره به اندیشه های توماس هابز پا را از این هم فراتر گذاشت و دیگر نه صرفا تعديل غرائز بلکه نفس اراده ورزیدن را مورد آماج حملات خود قرار داد.
فروید که موضعی مشابه آن دو داشت تحت تاثیر جنگ جهانی اول ، با اشاره به شور مرگ و خوی درندگی بشر ، راه گریز را از در پشتی ایگو یعنی مکانیسم والایش یا تصعید در نظر گرفت و بدین گونه نسخه ی کوچک شده اراده شوپنهاوری را (ليبيدو یا زیست مایه) با تغییر جهت از مسیر اصلی خودش به سمت خلاقیت ،کار و هنر چاره ساز این مسئله اخلاقی میدانست.
رویکرد جبرگرایانه ی هابز ، در چگونگی ساختار سیاسی (پادشاهی مطلقه) نمود یافت در حالیکه علیت باوری فروید و شوپنهاور هر دو را در مسیر پوچ گرایی درمانی و فلسفی قرار داد.
آقای آرش طالب وند (تحلیل گر و روانشناس بالینی)
31799 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
Hi there everyone, it’s my first go to see at this website, and paragraph is actually fruitful for me, keep
up posting such content.
http://xn--80aafabrjladsicc1amg1o4cf1dg.press/
депозит какие проценты депозит какие проценты .
Hello my friend! I want to say that this post is awesome, great written and include approximately all important infos.
I’d like to peer extra posts like this .
WOW just what I was searching for. Came here by searching for
my site